مرثیه
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

در آن سحر ، خرابه هوایش گرفته بود

حتی دل فرشته برایش گرفته بود

 

با آستین پاره ی پیراهن خودش

جبریل را به زیر کسایش گرفته بود

 

زورش نمی رسید کسی را صدا کند

از گریه زیاد ، صدایش گرفته بود

 

از ابتدای شب که خودش را به خواب زد

معلوم بود آنکه دعایش گرفته بود

 

حتما نزول می کند آیات تازه ای

با چله ای که بین حرایش گرفته بود


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

طفل ویرانه شدن زار شدن هم دارد

قد خم دست به دیوار شدن هم دارد

 

تا صداي لبت آمد لبم از خواب پريد

سر تو ارزش بيدار شدن هم دارد

 

عقب افتادن این چند شب از عاطفه ات

این همه بوسه بدهکار شدن هم دارد

 

بی سبب نیست که با دست به دنبال توام

چشم خون لخته شده تار شدن هم دارد


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

رفتیّ و با غم همسفر ماندم در این راه

گاه از غریبی سوختم گاه از یتیمی

 

گفتم غریبی، نه غریبی چاره دارد

آه از یتیمی ای پدر، آه از یتیمی

*

من بودم و غم، روز روشن، شهر کوفه

روی تو را بر نیزه دیدم، دیدم از دور

 

در بین جمعیت تو را گم کردم اما

با هر نگاه خود تو را بوسیدم از دور

*


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

نیمۀ شب شده و خواب پریشان دارم

گوشۀ لعل لبم ذکر پدر جان دارم

 

بی جهت نیست که اندوه فراوان دارم

خواب دیدم که سری را روی دامان دارم

 

دیدم آن سر، سر باباست خدا رحم کند

عمّه ام گرم تماشاست خدا رحم کند

 

تا که از خواب پریدم همه جا روشن بود

طبق نور روی گوشه ای از دامن بود


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

خرابه است و شب و سينه اي كه پُر درد است

به عكس روز گذشته هوا عجب سرد است

 

ستاره ها همه از حال من خبر دارند

به قلب كوچك من آسماني از درد است

 

گل بهشت حسينم ز بس نخوردم آب

خزان به ديدنم آمد كه چهره ام زرد است


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

من وسحر ،من وعمه من و سر پدرم

چه خواندني شده امشب كتاب مختصرم

 

سلام تازه ز راه آمده كجا بودي

نشسته برسر و رويت غبار، همسفرم

 

هميشه در پي خورشيد ماه مي آيد

كجاست سوره ي والشمس من سرقمرم

 

شكست اگر زفراق برادرت كمرت

شكسته درغم شش ماهه ي حرم كمرم


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

با غم كه هم مسير شدم در سه سالگي

از غصه ناگزير شدم در سه سالگي

 

گفتم به تن كه آب شود از گرسنگي

از جان خود كه سير شدم در سه سالگي

 

من پاي عشق تو كمرم تا شد اي پدر

اين شد كه سر به زير شدم در سه سالگي


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

هم بازیانم نیستند، امشب کنار بسترم

قاسم، عمو عبّاس، عبدالله، داداش اکبرم

 

یادت می آید من چقدر آسوده می خوابیدم آن

شبها که می خندید در گهواره ی خود اصغرم؟

 

امشب ولی بدخوابم و هی خواب می بینم چهل

اسب بزرگ سرخ مو رد می شوند از پیکرم

 

بر گونه ام جای چهار انگشت می سوزد عمو!

زخم است، تاول تاول است انگشتهای لاغرم


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

گل سر نیست ولی موی سرم هست هنوز

تن من آب شد اما اثرم هست هنوز

 

جای سیلی ز روی گونه من پاک نشد!

ردشلاق بروی کمرم هست هنوز

 

می توانم بخداباتو بیایم بابا

جان زهرا کمی ازبال وپرم هست هنوز

 

گفتم ای دختر شامی برو وطعنه نزن

سایه رحمت بابا به سرم هست هنوز


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]

ارسال شده در : اشعار شب سوم محرم - اشعار شهادت حضرت رقیه 

 

اشعار شب سوم محرم-اشعار شهادت حضرت رقیه (س)-اشعار خرابه شام

 

هنگام رفتن تو چه لشگر شلوغ شد

شاید برای غارت پیکر شلوغ شد

 

اینها برای قتل عمو نقشه داشتند

گودال تو چرا دوبرابر شلوغ شد

 

دیدم همینکه پیکرت افتاد روی خاک

بازار کار نیزه وخنجر شلوغ شد

 

هرکس برای کشتن تو ضربه ای زدُ

کم کم برای بردن یک سرشلوغ شد


[شنبه 24 مهر 1395 ]   [mojdeh]
تعداد کل صفحات : 42 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  
زیارت عاشورا
تمامي حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به وبلاگ مرثیه مي باشد.
کپی برداری از مطالب و تصاویر اختصاصی وبلاگ بدون ویرایش و همراه با ذکر منبع بلامانع است